سهراب، دانشجوی دکترا رشته‌ی مهندسی عمران، دانشگاه جورج مِیسون

سهراب

سهراب ممدوحی

  • دانش‌آموخته‌ی کارشناسی، رشته‌ی مهندسی عمران، دانشگاه فردوسی مشهد
  • دانش‌آموخته‌ی کارشناسی ارشد، رشته‌ی مهندسی حمل و نقل، دانشگاه صنعتی شریف
  • دانشجوی دکترا، رشته‌ی مهندسی عمران، دانشگاه جورج مِیسون، ویرجینیا

خب اینجوری شروع میشه قصه‌ی مهاجرت یا اپلای کردن من که یه روزی بود آخرای دوره‌ی لیسانسم بود به این نتیجه رسیدم که آقا من الان لیسانسم تموم میشه ۶ ماه دیگه ۷ ماه دیگه نمی‌خوام برم سربازی چیکار کنم سرباز فراری بودنم که خب خیلی یه کار اذیت‌کننده‌ایه کار جالبی نیست. چیکار کنم چیکار نکنم دیدم بهترین راه اینه که کارشناسی ارشد بخونم با وجود اینکه اصلا علاقه‌ای نداشتم دوست نداشتم. اون زمانیم که کارشناسیم تموم می‌شد موج این نبود که همه ارشد بخونن؛ بودآ ولی نیگا کنین دیگه الان همه دارن ارشد می‌خونن. بعد خب من شروع کردم برای کنکور ارشد خوندن و کنکور ارشد دادم و حالا یا به صورت اتفاقی یا به صورت شانسی هرچیزی دانشگاه شریف قبول شدم سال ۹۲ برای ارشد و آخرین پذیرشم بودم یعنی من برنامه هم این نبود بخوام دانشگاه شریف قبول شم بخوام بعدش مهاجرت کنم من برنامم این بود که همون دانشگاه فردوسی باشم که فقط سربازی نرم. خب شانس ما گرفت و دانشگاه شریف قبول شدیم و رفتیم دانشگاه شریف، اول مهر ۹۲. روزی که من وارد دانشگاه شریف شدم، اصلا نمی‌دونستم که آقا اپلای رو می‌کنن می‌خورن می‌پوشن یا مثلا می‌خرن، هیچی نمیدونستم یعنی هیچ سِنسی نسبت به اپلای نداشتم و اصلا دنبالشم نبودم و اصلا به خارج رفتن فک نمیکردم.

خب دوره ارشد شروع می‌شه و یواش یواش داره شاخکام تکون می‌خوره که یه چیزی هستش به اسم اپلای میری دانشگاه‌های خارج از کشور بهت پول می‌دن زندگیتو انجام می‌دی و خیلی خوبه و “این میشه موفقیت!”، یعنی هدف نهایی از دانشگاه شریف اومدن اینه که تو بری و هیچ هدف دیگه‌ای نیست یعنی تو اگه دنبال بدست آوردن چیز دیگه‌ای مسیر رو اشتباه داری میری و اصلا موفقیت یعنی اپلای کردن و رفتن از ایران. خب منم تحت تاثیر این جو قرار گرفتم، وقتی دیدم همه‌ی هم دوره‌ایهام همه‌ی همکلاسی‌هام همه دارن اپلای می‌کنن منم سوار این موج شدم یعنی اینجوری بود که با خودت می‌گفتی که یه وقت زشت نباشه اگه من اپلای نکنم وقتی که همه دارن اپلای می‌کنن. و منم اپلای کردم.

حالا چیزایی که برای اپلای من لازم بود فقط نمره زبان بود واقعا، امتحان TOEFL و امتحان GRE بود چون ما رشتمون جوری بود که خیلی از ما توقع paper داشتن نداشتن اساتید خارج از کشور که بگن این paper داره بگیرینش، یعنی من از هم‌دوره‌ای‌هام هم رشته‌ای‌های خودم از ما ۲۰ نفر یک نفرمون یه paper کنفرانسی مثلا تو ایران داشت در این حد بود. خب رفتیم امتحان TOEFL دادیم باز هم می‌گم جو تو دانشگاه شریف اینجوری بود که آقا TOEFL زیرِ ۱۰۰ اصلا TOEFL به حساب نمیاد، یعنی تو اگه تافلت زیر ۱۰۰ باشه باید بری دوباره بدی. خب مام مثه چی خوندیم و استرس اینکه حتما تافلمون بالای ۱۰۰ باشه داشتیم چون دانشگاه تمش اینجوری بود و رفتیم امتحان تافلو دادیم، حالا ۱۰۰ شدیم GRE هم دادیم که البته خیلی requirement عجیبی نداشت برای دانشگاه ما فقط اینکه داشته باشی مهم بود. بعدش شروع کردیم به ایمیل زدن خب پروسه‌ی اپلای هم شاید همتون کم و بیش آشنا باشین اینجوریه که تو به همه‌ی استادای همه‌ی دانشگاه‌های آمریکا کانادا استرالیا ایمیل می‌زنی و شاید بین ۱۰۰ نفر ۶تاشون جوابتو بدن که ازین ۶تا قطعا ۵تاش template که همه تهش می‌گن که ما شمارو دعوت می‌کنیم که برای دانشگاهمون اپلای کنین و اینا. شاید این وسط یکیش باشه که جواب شخصی برای خود تو فرستاده باشه.

هیچی دیگه بعدش به این جمع‌بندی رسیدیم که برای چه دانشگاه‌هایی اپلای کنیم چون بالاخره وقتی که تو می‌خوای اپلای کنی برای هر دانشگاهی یه هزینه‌ای داره application fee داره هزینه‌ی ارسال نمره‌ی تافلت هست یعنی یه هزینه‌هایی داره؛ زمانِ ما  مثلا هر دانشگاه با توجه به اون دلاری که بود یه چیزی تو مایه‌های ۵۰۰ تومن تا ۷۰۰ ۸۰۰ هزار تومن برامون آب می‌خورد و خب آدم دلش نمی‌یاد که مثلا هر جایی اپلای کنه. تو دوس داری که یه جایی اپلای کنی که شانس بیشتری برای خودت قائل باشی و اینا. از این رو من توی آمریکا سه تا دانشگاه رو بیشتر اپلای نکردم، یعنی خودم برای خودم از این سه تا بیشتر شانسی قائل نمی‌شدم و برای کانادا هم همینجوری سه جا اپلای کردم، استرالیا اصلا جوابی نگرفتم هر چند یادم نمی‌یاد ایمیلی هم زده باشم. اپلای کردم و از بین این ۶ تا فقط یه دانشگاه تو آمریکا بهم پذیرش داد و خیلی راحت هم رفتم ویزامو گرفتم، پروسه‌ی ویزا گرفتنم هم اصلا پروسه‌ی challengingای نبود من همونجا که مصاحبه ویزا دادم درجا بهم ویزای multiple دو ساله دادن. زمانی که من اپلای می‌کردم برای ویزا واقعا زمان خوبی بود (گل همه‌ی دوران‌ها بود) یعنی اینجوری بود که همونجا به همه اگه مشکل خاصی نداشتن یه ویزا دوساله multiple می‌دادن که الان دیگه باز اینجوری نیست.

خب وارد آمریکا شدم و یه مدتی بودم یه ماه دو ماه با خودم دیدم خب که چی من الان یه دانشجو‌ام یه حقوقی می‌گیرم در حدی که بتونم یه خونه با یه هم‌خونه داشته باشم خب ماشین نمی‌تونم بخرم یعنی شما هرکیو دیدین که ماشین خریده با پولیه که از ایران با خودش آورده. با فاند دانشجویی تو اصلا نمی‌تونی ماشین بخری. صبح باید برم دانشگاه عصر بیام خونه، غذا و اینامم که خب رستوران و اینا واقعا گرون در میاد با فاند دانشجویی نمیشه هر وقت بخوای رستوران غذا بخوری بایستی غذاهاتو اکثرا خودت درست کنی و یعنی یه زندگی کامل بخور نمیری داری البته منظور من از بخور نمیر اون بخور نمیری که تو ایران بود نیست، آره قطعا کلاس زندگی دانشجویی من تو آمریکا خیلی بالاتر از کلاس زندگی دانشجویی من تو ایران بود، کامل فرق می‌کنه ولی در مقایسه با ابعاد این کشور هیچی نیست.

خب همه تا حالا شنیدیم که میگن آمریکا کشور فرصت‌هاست، land of opportunities به قول اینا بعد از اینکه درست تموم شد کار هست، کار با حقوق خیلی خوب. نه اولا که همچین چیزی اصلا خبری نیست واقعا. تو تا زمانی که یه آدم خارجی هستی و مقیم نیستی یعنی گرین کارت نداری یا سیتیزن نیستی هیچ فرصتی نداری، داری البته ولی اونقد زیاد نیست اونجوری که فرض کنی کشور فرصت‌هاست و پول ریخته پارو کنین نیست. به همین دلیل خیلی از دانشجوهای خارجی یا ایرانیایی که اینجان بعد از اینکه دکتراشون تموم می‌شه شروع می‌کنن دوره فوق دکترا رو می‌خونن. خب این نشون‌دهنده‌ی اینه که آقا خیلی کاری نیست.

آمریکا در حال حاضر مدلش اینجوریه که وقتی تو به عنوان دانشجو وارد آمریکا می‌شی راه گرفتن اقامتش، آسون‌ترین راه اینه که تو در حین دوره دکترا مقاله میدی بیرون و این مقاله‌ها رو بقیه reference می‌زنن اصطلاحا cite می‌زنن و هرچی تو تعداد citationهات بالاتر باشه احتمال گرفتن گرین کارتت بیشتره، طرحی که به NIW معروفه اینجا، National Interest Waiver که کسایی که اصطلاحا نخبه علمی هستن یعنی آدمایین که مقاله خوب داشتن و به مقالاتشون ارجاعات فراوانی داده شده می‌تونن برای این طرح اقدام کنن. در بهترین حالت تو خیلی آدم خفنی باشی بعد از سه سال از ورودت به آمریکا می‌تونی برای این اپلای کنی، یه سال و نیمم تو نوبتش هستی تا بیاد. ولی این واقعا مال آدماییه که واقعا پژوهشگرن یعنی میان آمریکا می‌دونن چیکار می‌خوان بکنن ولی دوستان عزیزی که فقط می‌خوان بیان خارج از کشور به بهانه‌ی دکترا این طرح براشون راحت نیست. چون گفتم مایه‌ی اصلیش اینه که تو تحقیق کنی مقاله بدی و مقاله‌های درست حسابی هم بدی نه اون چیزایی که ما تو ایران داشتیم و مهمتر از این اینه که چهار نفر دیگه از این مقاله‌ها استفاده کرده باشن و به تو ارجاع داده باشن. این راحت‌ترین شرایط اقامت برای دانشجوهای خارجیه. البته چند وقت پیش هم داشتن یه صحبت‌هایی می‌کردن که پروسه‌ی این طرح به ۱۰ ۱۵ سال برسه.

تا زمانی که تو یه آدم خارجی محسوب میشی و اقامت نداری تو این کشور واقعا فرصت‌های شغلیت انگشت‌شماره و زمانی که تو گرین کارتتو می‌گیری، آره یه دروازه جدیدی از یه سری فرصت‌های شغلی جدید بهت باز می‌شه که قبلش نداشتی. لذا من به شما می‌گم که اگه دنبال پیشرفت سریع هستین قید اومدن به آمریکارو بزنین و به این کشورایی که شرایط اقامت گرفتن و مهاجرتیش بسیار آسون‌تره برین. در حال حاضر به نظر من کشور آمریکا سخت‌ترین قوانین برای وارد شدن به داخل این کشور، برای موندن تو این کشور و برای اقامت گرفتن رو داره. شاید راحت‌ترین کشورها کانادا و استرالیا باشه. چیزی که من می‌دونم خیلی راحت می‌تونین بعد از دوره‌ی دکترا اقامت کانادا رو بگیرین. به علاوه اینکه زمانی که تو کانادا دانشجویی راحت می‌تونی به ایران رفت و آمد کنی حتی می‌تونی پدر مادرتو راحت بیاری ولی ما دانشجوهایی که تو آمریکاییم اصلا همچین چیزیو نداریم در بهترین حالت می‌تونیم تا دوسال بعد از ورودمون به آمریکا بین ایران و و آمریکا در رفت آمد باشیم. خب پدر مادرامونم که الان ویزا نمی‌تونن بگیرن همون موقع هم که می‌تونستن بگیرن از هر ۲۰تایی که اپلای می‌کردن دو نفر می‌گرفتن. اما چیزی که من از دوستام در کانادا می‌شنوم اینه که کار نیست تو کانادا یعنی یکی دیگه از دوستام بهم می‌گفت که در کشور کانادا تنها یک درصد جامعه هستن که حقوق بالای ۲۰۰ هزار دلار کانادا در سال دارن و میانگین حقوقی یه چیزی تو مایه‌های ۸۰ تا ۱۰۰ هزارتاست. ممکنه تو ایران فک کنی خیلی خوبه ولی واقعا هیچی نیست تو کانادا، تو تورنتو. تو بخوای یه خونه یه خوابه خوبی داشته باشی در حد ۵۰ متر تو باید ماهی دو هزارتا اجاره بدی یعنی سالی ۲۴ هزارتا سالانه اجاره خونه است فقط. اما واقیعت اینه که تو آمریکا کار هست و فرصت شغلی خیلی بیشتره از بقیه کشورا و میزان دریافتی حقوق‌ها هم بسیار بالاتره. این میزان دریافتی حتی برای دانشجو‌ها هم خوبه. شما الان بخواین فاند یه دانشجوی آمریکا رو با فاند دانشجویی که تو کاناداس مقایسه کنین (تو رشته‌ی من) تقریبا فاند دانشجوی آمریکا دو برابر هست. مثلا من خودم سالانه مبلغ فاندم ۲۸ هزار دلار آمریکاست، دوستیم که در تورنتو هست سالیانه ۱۷ هزار دلار کانادا می‌گیره که یه چیزی می‌شه تو مایه‌های ۱۳ هزار دلار آمریکا، یعنی اون تو تورنتو بزرگترین شهر کانادا با هزینه‌های بسیار گزاف نصف من که تو یه شهر نزدیک واشنگتن هستم حقوق می‌گیره. همین قضیه عینا تو کارم هست یعنی تو اگه بتونی تو آمریکا پیدا کنی حقوقش تقریبا دو برابر کار مشابهش تو کاناداست. ببین من دارم در نهایت به این نتیجه می‌رسم که آمریکا حقوقا خیلی بالاتره ولی فرصت‌های شغلی برای مهاجرین خیلی کمتره در حالی که کانادا فرصت شغلی هست با حقوق‌های پایین‌تر شرایط بهتر برای مهاجرین و اقامت. این تصمیمیه که بستگی به خودت داره. تو اگه آدمی هستی که بتونی دل بکنی از همه چی از ایران و بخوای قید ایران یا بهتر بگم قید دیدن پدر مادرتو یا نزدیک بودن به کسایی که دوسشون داریو برای ۱۵ ۲۰ سال بزنی قطعا آمریکا جایی بهتریه برای تو نسبت به کانادا.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست
Open chat
سلام، چطور می تونیم کمکتون کنیم؟